
دلم تنگه تو با من مهربون باشدلم تنگه تو با من مهربون باش گل نازم تو با من مهربون باش واسه چشمام پل رنگین کمون باش اسیر باد و بارونم شب و روز گل این باغ بی نام و نشون باش من عاشقی دلخونم شکسته ای محزونم پناه این دل بی آشیون باش دلم تنگه تو با من مهربون باش گل ناز آسمونم بی ستاره است مثه ابرا دل من پاره پاره ست دوباره عطر تو پیچیده در باد نفس امشب برام عمر دوباره است من عاشقی دلخونم شکسته ای محزونم پناه این دل بی آشیون باش دلم تنگه تو با من مهربون باش گل نازم بگو بارون بباره که چشماتو به یاد من می...
ادامه مطلب
همانند حبه ای قند که پای فنجان نشسته بود به پایت نشستم تو همان چایی فنجان بودی داغه داغ...خوشرنگ و بو با گذر زمان همین که مرا در خودت حل کردی؛سرد شدی سرده سرد دیگر نه حرارتی بود نه بویی منم در درونت نه دیده میشدم نه پیدا... گم شده بودم حتی دیگر نتوانستم خودی که گم کرده بودم را پیدا کنم....
ادامه مطلب